لطیفه وطنز

سرای کدخدا:

احمقی را به ده نگذاشتندی "   وی گفتی : اسباب و آلات مرا به سرای کدخدای ده ببرید که در جای دیگر فرود نیایم

 

جنگ

نقل است که بهلول روزی در بازارشد . جمعی را به ساختن میدان نبرد و عده ای را در پرداختن  پیکان  و طایفه ای را در مهیا کردن شمشیر دید . پرسید : اینها برای چیست ؟

گفتند : تا بعضی از مردم بعضی دیگر را دفع کنند

بهلول خندید وگفت : چرا مضطربند؟ اگر پنج روزی صبر کنند همه دفع شوند ؛ نه اینان بمانند و نه آنان .   اگر باور ندارند از گذشتگان یاد آورند

/ 0 نظر / 3 بازدید